سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

114

تاريخ ايران ( فارسى )

تسخير و غارت بابل در سال 689 قبل از ميلاد در سال 689 قبل از ميلاد سناخريب دوباره بميدان شتافته و به طرف بابل رفت و ايلام در اين موقع با متحد خويش همراهى نكرد زيراكه پادشاه آن مبتلا به مرض فلج گرديده بود ، پس برحسب ظاهر بابل مقاومت طولانى نكرد و همين كه مسخر شد در اين نوبت آشوريان مثل دفعهء سابق برأفت و مهربانى با آن رفتار نكردند بلكه شهر را به اختيار لشكريان بيرحم سپردند و فرمان قتل و غارت دادند و اين امر كاملا اجرا شده و بابل را با خاك يكسان كردند ، در ازاى طغيانهاى متوالى سكنهء آن ، نهر آبى كه بود روى خرابه‌هاى شهر برگردانيده و هرچه بود بر باد دادند . اسرهدون از سال 681 تا سال 669 قبل از ميلاد و روابط او با ايلام اين پادشاه جديد اول كاريكه كرد شروع بترميم بابل نمود و در همين سال خرابى آن تعمير و ديوار و بروج و دروازه‌هاى آن باتمام رسيدند . در سال 674 قبل از ميلاد خومبان كالداش دوم پادشاه ايلام ناگهان به بابل حمله برد و تا سيپر پيش رفته در حالى كه پادشاه آشورى در جاى ديگر سرگرم بود و چون پادگان آشورى قوهء مقابلى با ايلاميها را در ميدان جنگ نداشتند مهاجمين مظفر و منصور به شوش برگشتند . چند روز بعد پادشاه ايلام درگذشت و برادرش موسوم به اورتاكو بجاى او بتخت نشست و ارباب انواعيرا كه از سيپر آورده بودند برگردانيد و در ازاى اين مهربانى چون ايلام گرفتار قحط و غلا شد اسرهدون از مساعدت و معاونت مضايقه ننمود . فتح مصر در سال 670 قبل از ميلاد شاهكار سلطنت اسرهدون فتح مصر بود و اگرچه آن كشور سابقا هم از آشوريان شكست خورده بود ليكن تا اين زمان هيچوقت بلادش مسخر و اراضيش خراب نشده و شاهزاده خانمهايش باسيرى نرفته بودند . بعد از اين جنگ قدرت آشور بمنتها درجه رسيد و تمام دنياى متمدن را باستثناى ايلام در تحت اقتدار خويش درآورد و چيزى نگذشت كه ايلام هم سر تمكين در پيش نهاد .